بهشت
صدای قلب مرا تا بهشت می بری و
برای کودک عشقم ترانه می خری و
پر از انارپرازبوی سیب می آیی
کبوترانه زبام نگاه می پری و
تمام حرف دلم مصرعی است طوفانی:
تو از تمام عزیزان جان من سری و
میان باغ غزل های من که می رویی
ببین چقدر اقاقی چقدر محشری و
نمی رسم به رسیدن نمی رسم به خودم
تمام قصه همین است شعر دیگری و...
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ ساعت 21:12 توسط خلیل شفیعی
|
خلیل شفیعی هستم.گاهگاهی مرتکب شعر می شم چند تا کتاب چاپ کردم ولی هنوز خیلی چیزاس که باید یاد بگیرم.مشغله های زندگی و شغلی خیلی بهم فرصت پرداختن به شعرو نمی ده شاید این روزها جدی ترین فعالیت ادبیم همین پنجره ی مجازی باشه.