کوثرعشق
ای دختر شادی و تبسم!
بردی دل بی قرار مردم
مسجود غدیر و باده و خم!
د ر نورت هفت آسمان گم
فانی شده درتو شهر هفتم
پابندتو کرد ایزد پاک
لولاک لما خلقت الافلاک
در وصف تو واژه ناتوان است
توصیفت خارج از گمان است
آن خاک که کیمیای جان است
هرچند که تا ابد نهان است
در سینه ی عاشقان عیان است
تو علت خلقت جهانی
معشوق زمین و آسمانی
در کوثر عشق سینه دریاست
سرمست و خراب هستی ماست
نام تو بهار سبز دل هاست
آیین جنون و شور بر پاست
جان باخته ی غمت مسیحاست
ای مادر آشنای غایب!
نوردل مظهر العجایب!
از باده ی تو پیاله ها مست
خمخانه خراب و واله ها مست
در محفل نور،هاله ها مست
در دشت سپیده لاله ها مست
می رقصد اشک و ناله ها مست
آلاله ی سرخ جان احمد!
مانند تو کیست جز محمد؟!
پ.ن.: شقایق های آبی هفتم هرماه به روز می شود
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 4:28 توسط خلیل شفیعی
|
خلیل شفیعی هستم.گاهگاهی مرتکب شعر می شم چند تا کتاب چاپ کردم ولی هنوز خیلی چیزاس که باید یاد بگیرم.مشغله های زندگی و شغلی خیلی بهم فرصت پرداختن به شعرو نمی ده شاید این روزها جدی ترین فعالیت ادبیم همین پنجره ی مجازی باشه.