بهشت
صدای قلب مرا تا بهشت می بری و
برای کودک عشقم ترانه می خری و
پر از انارپرازبوی سیب می آیی
کبوترانه زبام نگاه می پری و
تمام حرف دلم مصرعی است طوفانی:
تو از تمام عزیزان جان من سری و
میان باغ غزل های من که می رویی
ببین چقدر اقاقی چقدر محشری و
نمی رسم به رسیدن نمی رسم به خودم
تمام قصه همین است شعر دیگری و...


خلیل شفیعی هستم.گاهگاهی مرتکب شعر می شم چند تا کتاب چاپ کردم ولی هنوز خیلی چیزاس که باید یاد بگیرم.مشغله های زندگی و شغلی خیلی بهم فرصت پرداختن به شعرو نمی ده شاید این روزها جدی ترین فعالیت ادبیم همین پنجره ی مجازی باشه.