همراه با این کاروان
می رود منزل به منزل آفتاب خیمه ها
تا دهد با نای خون شرح کتاب خیمه ها
داغ هفتاد و دو خورشید فروزان شعله ور
روی نی دارد حکایت از دل خون سحر
هفت شهر عاشقی ازکربلا تا شام بود
چشم زینب آه ای دریا مگر آرام بود؟!
آه ای صحرا تو سجاد علی را دیده ای
شعله ی اشک و دل خون ولی را دیده ای
همره این کاروان غم بود و درد و اهل بیت
یک رقیه یک سکینه آه سرد و اهل بیت
هلهله در ماتم آل خدا ای شیعیان!
بود در هر منزلی همراه با این کاروان
این سفر خونین ترین پرواز تا کوی خداست
شمع راه رهروانش لاله های سر جداست
روی نی گل کرده مظلومیت خون خدا
سوگ خوان حلق ابالفضل است روی نیزه ها
نوحه می خواند نگاه سرخ زینب بی قرار
همره این کاروان ای اشک چون باران ببار!
پ.ن.: شقایق های آبی هفتم هرماه به روز می شود
پ.ن.۲: در ادامه ی مطلب ترکیب بندی را می خوانید که در شام غریبان امسال به صورت بداهه توسط تعدادی از شاعران عضو انجمن شکرستان در دنیای مجازی سروده شده است.جالبه که دهم محرم بود و به صورت اتفاقی ، ده بند هم شد.
خلیل شفیعی هستم.گاهگاهی مرتکب شعر می شم چند تا کتاب چاپ کردم ولی هنوز خیلی چیزاس که باید یاد بگیرم.مشغله های زندگی و شغلی خیلی بهم فرصت پرداختن به شعرو نمی ده شاید این روزها جدی ترین فعالیت ادبیم همین پنجره ی مجازی باشه.