ساحل آرام موج ها آرام ،دل دریایی تو طوفانی

روی شن ها نوشته ام با خون ،دوستت دارم و نمی دانی


آسمان سرخ می شود کم کم، رنگ و بوی غروب می گیرد


رفتن مرغ های دریایی،یک سکوت عجیب و عرفانی


ساز سوز درون من کوک است،می زنم زخمه برغزل هایم


...
موی زیبای تو رها در باد،بانگاهت ترانه می خوانی


ناگهان جای خالی رویا،روی ساحل چه گرم می ماند


می شود محو در دل امواج،رد پا ، ناله های پنهانی


حمله ی موج ، غرش طوفان، کوچ آرامش از دل دریا


شاعری خسته می رود تنها، با جنونش به سمت ویرانی


ساحل آرام می شود فردا،
......................

 
............................
، دل دریایی تو طوفانی !