Raha Zafar‎ :در خواب می بینم کسی از دور می آیددر ازدحام روشنای نور می آید

خلیل شفیعی: محمود بحرینی در این کنسرت رویایی/ با ساز یا با ضربه ی ساتور می آید؟

Raha Zafar :گل می شوم تا شهد جانم را بگیرد/ساتور نه با نیش یک زنبور می اید

خلیل شفیعی :گل می شوم تا شهد جانم را بگیرد او/واحد تعمیرات/

خلیل شفیعی: با گیسوانی مثل بوی گل /رها / در باد/ آرام با آلاله ی مخمور می آید

Mohammad Bahreiny با ناز و شور و خنده مستانه اش ساقیبانغمه های دلکش ماهور می آید

Mohammad Bahreiny ازلحن شیرینش نه تنها زندگان تنهااموات هم رقصان زقعر گور می آید

Raha Zafar در شهوتی جانانه با شرمی اهورایی/پیچیده در شولایی از کافور می اید

خلیل شفیعی : اولاد امشب سرخوش از بزم رفیقانش/با خمره یا با منقل و وافور می آید؟

Mahmood Ghari در من پلنگی هست که از کارزار عشق / هر چند می بازد ولی مغرور می آید

!!!Raha Zafar دستی میان شانه و دستی به گیسویم/ رندانه پاکوبان ودل مسرور می اید

خلیل شفیعی : این سبک هندی را رها آورده می بینم/گاندی برای خواندن تاگور می آید

Raha Zafar طفلک شفیعی توی سبکم گیر افتاده/با من اگرچه خسته و مجبور می اید

خلیل شفیعی : ممنونم از همدردیت آخر دلم دارد/از دام می ترسد ولی با تور می آید

Raha Zafar سر میر سد سربازی از سنگر بدون کفش/با پای زخمی با تنی محصور می اید

Mahmood Gharibi من خسروی شعر ولی شیرین لب هایت / در چشم های آبی من شور می آید

خلیل شفیعی:  من خسرو شعرم/واحد تعمیرات/

Mahmood Gharibi اینجا جهنم دره ی عشق است باورکن !!! / روی سرت غِلمان بجای حور می آید :))))  Raha Zafar من منتظر بودم گمان دارم که این خنیا/با شعر تر با چادری از تور می اید

خلیل شفیعی:  بر بام عشقم شوق پرواز کبوتر نیست/ وقتی که دارد دسته ی شب کور می آید

Raha Zafar این عابران راه حقیقت را نمیدانند/بیراهه دارد پشت هم بدجور می اید

Mahmood Gharib

i عیسی پشیمان روی دار خویش شاهد بود / موسی پشیمان تر ز او از طور می آید

Mahmood Gharibi چنگیزخان عشق می تازد به شهر دل / از شعر هایم بوی نیشابور می آید

Raha Zar با انجلینای خودم قبر ترا کندم/امشب براد پیت خوشگل و مو بور می اید

Raha Zafa

r حالا کمی از هم بیا در فاصله باشیم/آژان و گشت و باتوم و مامور می اید

Raha Zafar گویند پای لنگ مارا سنگ بسیار است/درد و مرض زجر و بلا صد جور می اید

Tahere Khonya من هم رسیدم؛ نو به نو موسیقی پچپچازبیتهای روشن مذکور می آید

!Tahere Khonya یاران من؛چشمان نامحرم فروبندید!گهگاه باباطاهر اینجا عور می آید!:))

Raha Zafar با صد پیام و خواهش و ترفندو جان من/این طاهره با ضرب نه با زور می اید

Mahmood Gharib

i از تو چه پنهان روزهایم جان به لب هستند / با هر نفس از بوی خوش کافور می آید

Tahere Khonya سربازکوچک! نیش تو پایان این جنگ است..بوی عسل از مرگ این زنبور می آید

Raha Zafar دنبال عوری بودم و قوری نصیبم شد/چاقی چلاغی چش چپی بی زور می اید

Tahere Khonya عاشقتونم؛دست چپم کنده؛ اذیت میشم برا تایپ؛براهمین کمترمیام/دم همتون گرم!

Raha Zafar کافور و زنبور ترا پیش از همه بردند/این قافیه از دشت تا ناتور می اید

خلیل شفیعی : امشب چنان مستم که از تقوای اشعارم/بوی شراب کهنه ی انگور می آید

خلیل شفیعی : مشکاتیان سینه ام لبریز شیدایی است/دارد صدای زخمی سنتور می آید

Raha Zafar زن با تماشای حنا بر دست و پایش گفت/ پیغمبر ایمانم از لاهور می اید

خلیل شفیعی : وقتی سلیمان دلم بی تخت می میرد/ بر روی دوش بی پناه مور می آید

Mohsen Shamloo شستم جسد را با نگاه خالی از اشکم وقتی که از چشمان من کافور می آید

Raha Zafar تکرارهای قافیه در شعر جایز نیست/این شعر هم از هستیش معذور می اید

Mohammad Bahreiny

 انترنت ما هم خجالت آوری فرمودهر مانعی بر راه مرد کور می آید